۵ اشتباه رایج در ترجمه متن انگلیسی به فارسی
یک نفر جمله ای را ترجمه می کند: «It’s raining cats and dogs». خروجی می شود «گربه ها و سگ ها دارند می بارند». خواننده یک لحظه از پنجره بیرون را نگاه می کند، ببیند چیزی از آسمان می افتد یا نه.
این یکی از قدیمی ترین اشتباهات ترجمه انگلیسی به فارسی است، ولی تنها نیست. جمله ای که از نظر دستور درست است ممکن است از نظر معنی یا لحن غلط باشد. در ادامه پنج اشتباه رایج را می بینید، هر کدام با یک باور غلط، واقعیت و یک «قبل و بعد» که می توانید همین حالا روی متن خودتان امتحان کنید.
ترجمه یعنی وفاداری به معنی

در میان اهل ترجمه می گویند مترجم «خائنی امین» است: به شکل جمله خیانت می کند تا به معنی وفادار بماند. این حرف نیمه شوخی است، اما بیشتر اشتباهات این مطلب را توضیح می دهد. وقتی ترجمه از واژه ها شروع می کند و به معنی نمی رسد، حتماً جایی از کار خراب شده است.
اشتباهات ترجمه انگلیسی به فارسی معمولاً از یکی از سه جا می آیند: مترجم به شکل جمله چسبیده، به شباهت ظاهری واژه ها اعتماد کرده، یا فراموش کرده خوانندهٔ فارسی زبان چه جمله ای را «طبیعی» می شنود. هر سه قابل پیشگیری اند، اگر بدانید کجا را نگاه کنید.
پنج باور غلط، پنج اصلاح
باور اول: اصطلاح را واژه به واژه برگردانید
واقعیت: اصطلاح یک واحد معنایی است، نه مجموعهٔ واژه ها. «cats and dogs» اینجا ربطی به حیوان ندارد و فقط شدت باران را می گوید. «I’m fed up» هم به سیری شکم ربطی ندارد و یعنی «به ستوه آمده ام».
قبل: گربه ها و سگ ها دارند می بارند. من از این وضع سیر شده ام.
بعد: باران سیل آسایی می بارد. از این وضع دیگر به ستوه آمده ام.
این باور از آنجا می آید که فرهنگ لغت اول معنی تحت اللفظی را نشان می دهد. «break a leg» به اجرا کنندهٔ نمایش یعنی «موفق باشی»، نه «پایت را بشکن»، و «a piece of cake» معادلش «مثل آب خوردن» است، نه «یک تکه کیک». هر دو را اگر حرف به حرف ببرید، جمله خنده دار می شود، و قصد ما در متن جدی خنداندن خواننده نیست.
راه تشخیص ساده است: اگر ترجمهٔ تحت اللفظی در فارسی معنی عجیبی می دهد، با احتمال زیاد اصطلاح است و باید معادلش را پیدا کنید.
باور دوم: واژهٔ شبیه، معنی شبیه دارد
واقعیت: واژه های گول زننده (false friends) در همهٔ زبان ها هستند. «sensible» شبیه «حساس» است، ولی یعنی «معقول و سنجیده»؛ حساس همان «sensitive» است. «eventually» هم یعنی «سرانجام»، نه «احتمالاً».
قبل: او آدم بسیار حساسی است و همیشه تصمیم های درستی می گیرد. (She is a very sensible person.)
بعد: او آدم بسیار معقولی است و همیشه تصمیم های درستی می گیرد.
نمونهٔ بالا خوب نشان می دهد چرا مترجم حرفه ای هر وقت به واژه ای مشکوک شد، فرهنگ لغت تک زبانه را باز می کند. در تعریف انگلیسی و جمله های نمونهٔ آن می بینید واژه چه همراهانی دارد؛ «sensible decision» را زیاد می شنوید، «sensible skin» را نه. این همراهی ها بهترین تشخیص دهندهٔ معنی اند.
باور سوم: مجهول انگلیسی را مجهول فارسی کنید
واقعیت: انگلیسی مجهول را راحت تر می پذیرد، اما فارسی با زنجیرهٔ «توسط … انجام شد» زود سنگین می شود. معمولاً بهتر است فاعل را مستقیم بیاورید و جمله را معلوم کنید.
قبل: گزارش توسط کمیته نوشته شد و توسط هیئت مدیره تأیید گردید.
بعد: کمیته گزارش را نوشت و هیئت مدیره تأییدش کرد.
البته مجهول همیشه غلط نیست. جایی که فاعل مهم یا معلوم نیست، مجهول طبیعی است: «The window was broken last night» را می شود «دیشب شیشه را شکسته اند» یا «شیشه دیشب شکست» ترجمه کرد. نکته این است که مجهول را برای انتخاب بسازید، نه از سر عادت.
این فقط سلیقه نیست. راهنمای استفاده از جملهٔ معلوم در PlainLanguage.gov هم، که برای متن انگلیسی نوشته شده، همین را توصیه می کند: جملهٔ معلوم روشن تر است و فاعل را پنهان نمی کند. خود جملهٔ انگلیسی هم اگر معلوم بود، ترجمه اش را فارسی معلوم بنویسید.
باور چهارم: ترتیب صفت ها مهم نیست
واقعیت: در انگلیسی صفت ها پیش از اسم می آیند و ترتیب نانوشته ای دارند: نظر، اندازه، سن، رنگ، منشأ، جنس. در فارسی صفت ها بعد از اسم می نشینند و معمولاً با «ـِ» به آن وصل می شوند. اگر ترتیب انگلیسی را عیناً بگذارید، جمله «ترجمه شده» به نظر می رسد.
قبل: یک دوست داشتنی کوچک قدیمی انگلیسی کلبه. (a lovely little old English cottage)
بعد: یک کلبهٔ انگلیسیِ قدیمی، کوچک و دوست داشتنی.
اگر سه صفت یا بیشتر پشت سر هم آمد، آن ها را به جای زنجیرهٔ «ـِ» با «و» از هم جدا کنید: «کلبه ای کوچک و قدیمی و دوست داشتنی» روان تر از «کلبهٔ کوچکِ قدیمیِ دوست داشتنی» است. این دقیقاً همان کاری است که بومی ها بی صدا انجام می دهند و مترجم تازه کار فراموش می کند.
قاعدهٔ عملی این است که اول اسم را بنویسید، بعد صفت ها را از «نزدیک ترین به ذات» تا «شخصی ترین» بچینید: جنس و منشأ نزدیک اسم، نظر و احساس آخر جمله.
باور پنجم: لحن را می شود نادیده گرفت
واقعیت: یک جمله فقط خبر نمی دهد؛ رابطهٔ گوینده و شنونده را هم نشان می دهد. «I was wondering if you could…» درخواست مؤدبانه ای است و لازم نیست ترجمه اش «من متعجب بودم» باشد. «Cheers» هم در انگلیسی بریتانیایی اغلب «ممنون» است، نه «به سلامتی».
قبل: من متعجب بودم که آیا شما می توانید فایل را بفرستید. (I was wondering if you could send the file.)
بعد: می خواستم ببینم لطف می کنید فایل را بفرستید؟
همین مسئله دربارهٔ نوشته های رسمی هم هست. «Dear Sir or Madam» در فارسی اداری معادل «با سلام و احترام» است و ترجمهٔ «عزیز آقا یا خانم» نیست. «Mind the gap» روی تابلوی مترو هم «مراقب فاصله باشید» می شود، نه «ذهنتان را به شکاف بسپارید».
قبل از ترجمه از خودتان بپرسید این جمله را چه کسی به چه کسی می گوید. اگر رسمی است، فارسی هم باید رسمی بماند؛ اگر دوستانه است، با «شما»ی خشک شروع نکنید.
جدول بازبینی سریع

برای وقتی که وقت ندارید و فقط می خواهید ببینید متن کجا لنگ می زند، پنج باور بالا را در یک جدول کوچک خلاصه کرده ایم.
| نشانهٔ مشکوک در متن | اشتباه احتمالی | کار سریع |
|---|---|---|
| جمله ای که در فارسی معنی عجیب می دهد | اصطلاح حرف به حرف | معادل فارسی طبیعی بسازید یا بگردید |
| واژه ای که «خیلی آشنا» است | واژهٔ گول زننده | تعریف را در فرهنگ لغت تک زبانه ببینید |
| چند «توسط» پشت هم | مجهول سنگین | فاعل را بیاورید و جمله را معلوم کنید |
| صفت ها پیش از اسم یا بی نظم | ترتیب انگلیسی | اسم را اول بگذارید و صفت ها را بچینید |
| جمله ای که «بی ادب» یا «خشک» می خواند | لحن نادیده گرفته شده | گوینده و شنونده را مشخص کنید |
برای مرور بیشتر
انجمن مترجمان آمریکا (ATA) در دسته بندی خطاهای آزمون گواهی خود نشان می دهد داورها چه نوع خطاهایی را در ترجمه جدی می گیرند. برای هر کسی که می خواهد ترجمه اش را حرفه ای تر کند، دیدن این فهرست از زاویهٔ داور تجربهٔ مفیدی است.
این پنج مورد تنها نیمی از ماجراست. اگر می خواهید فهرست کامل تری از روش های عملی ببینید، مقالهٔ ترفندهای ترجمهٔ صحیح متن انگلیسی به فارسی را بخوانید؛ بعد از مرور اشتباهات، سراغ راه حل ها رفتن همین طور طبیعی است.
هر کدام از این روش ها را اگر یک ماه ادامه بدهید، بخشی از عادت های ترجمهٔ شما می شود. ابتدا ممکن است کندتر کار کنید، چون سر هر جمله باید چند بار مکث کنید. اما کم کم تشخیص اینکه کدام جمله «بوی ترجمه» می دهد خودکار می شود و اشتباهات ترجمه انگلیسی به فارسی جای خود را به متن روان می دهند.
یک عادت کوچک هم هست که از همهٔ فهرست ها مؤثرتر است: ترجمه تان را بلند بخوانید. فارسی ای که در گوش شما عجیب است، در ذهن خواننده هم عجیب است، و همین جا تقریباً همهٔ پنج اشتباه بالا خودشان را نشان می دهند.
یک نکتهٔ عملی دیگر: ترجمه را یک شب کنار بگذارید و صبح دوباره بخوانید. خطاهای معنایی را همان لحظه نمی بینید، اما فردا صبح جمله هایی که بوی ترجمه می دهند خودشان را لو می دهند. این روش هیچ هزینه ای ندارد و بیشتر از هر ابزار دیگری کار می کند.
یک آزمایش با متن خودتان
یک متن کوتاه از خودتان بردارید، مثلاً ایمیل یا چند خط از ترجمه ای که کرده اید. حالا این پنج چراغ قرمز را روی آن امتحان کنید: اصطلاحی را حرف به حرف نبرده اید؟ واژه ای گول تان نداده؟ مجهولی بی دلیل مانده؟ ترتیب صفت ها را عوض کرده اید؟ لحن با جمله جور است؟ کدام یک از این پنج اشتباه در ترجمه های خودتان بیشتر از بقیه تکرار می شود؟